دیروز تولدم بود ... 25 ساله شدم ...جزو آروم ترین تولد هام بود
خودم که کلا خونه بودم
میترا اولین نفری بود که اس ام اس داد ، مهدیه دومی ، بعدم سهیلا ...
آجی و داداش و مامان و کلا خانواده مثل هرسال شلوغ بازی و مسخره بازی های من و این روز علتی برای لبخند زدن که همین کافی بود هرچند کادو ها به هرحال نمک زندگی هستند:دی
قدیمی ترین دوست های آدم واقعا بهترین ها هستند ، هرچند که گذر زمان از هم دورتون کنه یا عقایدتون باهم فرق داشته باشه به هرحال اونا هستند که هیچوقت یادشون نمیره روز تولدت رو بهت تبریک بگن
از چند نفر دیگه انتظار داشتم یادشون باشه که نبود خوب بود که فقط انتظار داشتم و توقعی نبود :دی
********
حدود یک هفته ی گذشته رو با یه حس بد نسبتا تازه گذروندم !
فکر کن به یه نفر اعتماد میکنی قصدت صرفا کمک کردن ، تمام مدت مطمئنی که کار درستی انجام میدی ، بعد کار میرسه به جایی که منتظر خبر میشی از طرف .... چند روز از قرارتون میگذره میگی شاید سرش شلوغه ، به روی خودت نمیاری حالش رو میپرسی میگه خوبه و ادامه نمیده ، باز با خودت میگی عیب نداره سرش شلوغه حالش خوبه توهم که همین رو میخواستی میخواستی کمک کنی و بس ...ده روزی میگذره تو این ده روز هزارتا حس رو تجربه کردی ، مهمترینش اینه که احتمالا کمکت فقط ایجاد مزاحمت بوده و بنده خدا تا اینجای کار رو هم تو رودربایسی باهات اومده !!! وگرنه که این بی اعتنایی رو چطور میشه توجیه کرد ؟؟ بیشتر از اون از دست خودت دلخور میشی احساس حقارت و حماقت میکنی ، بعد باسه دلداری دادن به خودت هی ماجرا رو دوره میکنی ولی به نتیجه ای که اتفاق افتاده نمیرسی ! از طرفی غرورت اجازه نمیده همه اینا رو بگی و بپرسی و بگی چرا !؟؟؟ باخودت میگی شاید تولدت یادش و بود و چیزی گفت و تو اون موقع میگی چرا؟ که اونم به روی خودش نمیاره تقریبا مطمئنی مزاحم بودی و کارت اشتباه بوده ! دلت از این میگیره که چرا زودتر نفهمیدی و دلخوری که چرا زودتر نگفت و تنها این آرومت میکنه که الاعمال و بنیات و مطمئنی که حداقل خدا از دست تو دلگیر نیست ....اینه که آخرش حالت خوب میشه :دی ما به هر حال پیروزیم :دی
********
درس میخونم ، تنبل شدم ، کار زیاد هه ، هفته ی اول آذر شده و من یک دهم کاری رو که باید این هفته تحویل بدم هم انجام ندادم لووول ، انجام میدم خب حالا
واقعا فردا رو با چه استدلالی تعطیل کردند آخه !؟!
کامپیوتر خونه مرد ! یعنی کشتنش ! مانیتورش هم چون بهش مشکوک بودن کشتن ! الان از لپتاپ آریه در خدمتتون هستیم !
********
چله تموم شد عید قربان کلی عادت خوب پیدا کردم خدا کنه بمونه
*******
باز بوی محرم همه جا رو پرکرده از الان نه ها ، محرم امسال از مختار نامه و تصویر غریبی حضرت مسلم شروع شده همیشه از مسلمیه شروع میشه
امسال یه روز زودتر شروع شد ! با تصویر غریبی سفیر حسین
سه شب مسلمیه فوق العاده بود . عشق بازی محض ، سکرآور ...
فهمیدن مسلم کار هرکسی نیست و من چه خوشبختم که گویی هستی ام به این نام گره خورده ... چه خوشبختم که نامش همیشه با یه بغض و چشم های تر برام معنی میشه
چه خوشبختم که نامم ، نام دختر اوست
.......
******
اعظم جان (لیلا ) مرسی عزیزم بابت کمکت
*****
اللهم عجل لولیک الفرج
مهراب کوچکترین سرباز خونه میگه بلاتکلیفی از همه چیز بدتره ... سر همین کلی امروز باهاش دعوا کردم که تو معنی سرباز رو بفهمی اعتراض نمیکنی ....
این یه جمله کافی بود تا از درون انقلاب بشه !
مگه من ادعا نمیکنم سربازم ؟مگه هدف این نبود ؟
پس این همه بیقراری چیه ؟این همه اشک و آه و ناله انگار حقی ازت ضایع شده ! این همه عجله ، این همه علت خواستن؟
حکایت معنی اسلام و مسلمان که تقریبا از افکار مسلمان ها پاک شده ! کسی تسلیم مسلمانی رو نمیخواد یا بهتر بگم نمیشناسه
خلاصه از صبح درگیرم با خودم که با این همه ادعا فهمیده بودی سرباز یعنی چی دیروز اینقدر بداخلاق نبودی و یک ساعت وقتت به گریه و شکایت نمیگذشت
....
دلم پر میزنه برای حرم امام رضا ...چه درد آشنایی
...
متن اصلا شبیه اون چیزی که تو ذهنم بود نشد ! عنوان به متن نمیاد ؟
...
کلی کار دارم ولی هرروز یه چیزی میشه یه بهونه ای هست !
دلم برای بچه های دانشگاه تنگ شده ... میدونم حرفی که میزنم یکم سخت ولی خب ! ... امروز به مامان گفتم آدم برای دوست باید به اندازه ی دوست بودنش ارزش قایل بشه بیشتر بشه ضرر میکنی ! تجربه ثابت کرده آدم ها بی وفا تر از اونی هستند که ادعا میکنند این قضیه ثابت شده نیست چون مثال نقض داره ولی خب استثنا همیشه اتفاق نمیافته
....
این روزها کارم شده نادعلی خوندن ... امام زمان ، عزیزم ، مفت هم گرونه میدونم ولی مارو بخر برای خودت نگه دار .... اگه امید لحظه ی آخر نباشه واقعا تحمل این دنیا غیر ممکنه حتی اگه تمام آدم های اطرافم فرشه خو باشند
تجربه ی دنیای بی تو حتی در کنج تصورات ذهنی ، غیر ممکنه
در عجبم از اعجوبه هایی که تو را و خدا را انکار کرده و زندگی هم میکنند!
منکر ولایت میشوند ، پیرو عقل و دموکراسی ! !!! شعار آزادی و آزادگی هم میدهند و زندگی هم میکنند ! مگر بی ولایت میشود زندگی کرد ؟ با این همه تناقض چه طور ادامه میدهند ؟
منکران که هیچ مدعیان عجیب تریند
کسانی که ظهور تو را ناله میکنند و به راحتی آب خوردن دل میشکنند !
زیارت حسین ،علیه السلام ، میروند برای چشم و هم چشمی !
قبر میخرند سی ملیون به بهانه این که آدم بعد از مرگ هم آبرو میخواهد
حق میخورند مثل آب خوردن
به سخره میگیرند زحمت چند ساله ی مردم را...
ناسزا میگویند به زنده و مرده به بهانه ی نصیحت
اینها انتظار تو را ، عشق حسین را ، ترس از آخرت را و دعای عاقبت بخیری را نیز ادعا میکنند !!!
عجیب مخلوقاتی دارد خدا !
به مامان میگم حزب اللهی ندیدین که به اینا میگید حزب اللهی ! بیاین من نشونتون بدم واقعی های بی ادعاش رو
....
سفر آقا به قم مهمترین خبر این روز ها بود ... استقبال و اینا که همه چیز واضح بود ولی تحلیل های دشمنان دوباره از پخش ساندیس و اتوبس از تهران و تبریز بردن و اینا حکایت داشت :دی خدا رو شکر که دشمنان ما رو از احمق ترین آدم ها قرار داد از هر نسل و نژادی که باشند ... اصلا این دشمن ها خودشون علتی هستند برای اثبات برحقی ! من این روزها مثل سفر چند سال پیش به یزد فکر میکردم که این مردم اگر امام زمان رو ببینند چه میکنند !؟ چشم دشمنانش کور !
زیباترین شعار هم این بود
نسل علی اکبریم .... فدایی رهبریم
باز هم کور شود هر آنکه نتواند دید :پی
.....
بگذریم
امام زمانم ، عزیزم
دستم را بگير. ....يك لحظه تنهايم نگذار كه همان يك لحظه براي تباهي من تا ابديت كافيست ...از من نا اميد نشو ... هيچوقت .... اون لبخند رو از من نگير .... به من ببخش لحظه ي آخرم را به حرمت يك عمر رفاقت .....
اللهم عجل لولیک الفرج