آخرین نوشته ها


قفس

هنوز

به خدا من زار و خسته ام

شکر

سفیر حسین

الغوث

منو دل کندن از دلبر ! محاله

دنبال کسی بودم...

منم آن سرگشته ی حیرانت ای دوست

کاش عباس بود

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
September 2010
August 2010
July 2010
May 2010
April 2010
February 2010
December 2009
November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

نمیدونم چی شد
بین نماز یهو یاد شبی افتادم که تو راه مشهد تا خود صبح تو بیابان های تاریک دنبال خیمه سبز تو می گشتم
ایمان داشتم که هستی که من ...
مال پنج سال و هفت ماه و بیست و چند روز پیش این جریان ...
اون موقع مطمئن بودم حاضرم هرچه دارم بدهم و لحظه ای کنار تو باشم
یهو حس کردم دور شدم کمرنگ شدم یا شاید کمرنگ شدی ...
غرق شدم تو دنیایی پر از نما و نماد ... یهو صدای بی رحمی گفت گذشتی از من
فراموش شدم ، فراموش شدی
چشم هام رو بستم باز تکرار نامت چشمه ی چشم هایم را جاری ساخت
مهدی مهدی مهدی
دیدمت ... قنوت گرفته بودی
چشم هایم را باز کردم ، دوباره بستم به رکوع بودی
دویاره چشم هایم را گشودم ، گونه هایم خیس شد ... اشک امانم نداد باز چشم هایم را بستم
به سجده بودی
هرچه بستم و باز کردم
باز به سجده بودی ، سجده هایت همیشه طولانی ست
من تو را میبینم
گاهی به قنوت ، گاهی به رکوع ، اغلب به سجده
گاهی به مشق رزم
تو آماده ای من نیستم انگار
.
.
من غرق نشدم هنوز ...غرق نمی شوم هرگز
من محو هیچ جذبه ای نیستم جز نگاه تو ، زنده ام به امید لحظه ی آخرم به امید لبخند تو
من هنوز حاضرم تمام داشته های اندک و ناچیزم را بدهم برای یک لحظه نگاه تو ... برای گوشه چشمت ... فدایی نگاهت ، یک لحظه رضایتت ، یک دعای از ته دل
من هرکه باشم
هرکجا باشم
تو را می سرایم
تو علت اول و آخر حیات منی
از ازل جذبه ی نگاهت دلم را ربود
.
.
چه اشک های غرور آوری ، اینها ثابت میکنند که تو را هم میلی هست
تو نا امید نشده ای هنوز
نه غروب جمعه است ونه شب چهار شنبه
این لحظه ی من از زمان جداست
من دلتنگ توام همین جا همین لحظه
مهم نیست کجا هستم ، مهم نیست چقدر ظاهرا غرق گرفتاری های دنیا شدم ، مهم نیست چقدر درگیرم ، مهم نیست چقدر شبیه آدم بزرگ ها شدم
من هنوز در بیابان ها دنبال خیمه ی سبز می گردم ، تو هنوز اولین دعای منی ... من هنوز زیر باران بی اختیار دعای فرج میخوانم
من هرکه باشم ، هرکجا باشم تو را می سرایم
نامت را
مهدی مهدی مهدی مهدی

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  January 9, 2011 8:56 PM  توسط حمیده | نظرات (9)

سلام اجی.بالاخره اومدی
ama]
دهه سوم محرم ده شب تو شهرمون مراسم عزاداری امام حسین با مداح های کشوری بود.... یه شب یکی از سخنران ها خیلی قشنگ در رابطه با امام زمان صحبت میکرد. میگفت:فرض کنید الان امام زمان تشریف اورده باشند، شما چیکار میکنی؟ لابد میریم محضر حضرت و هرچی گفت میگیم چشم... یا شایدم از دوری و درد فراق براش میگیم....بعد اون سخنرانه گفت خوب حالا همه اینا رو به حضرت گفتیم بعدش چی؟؟؟؟؟ اگه امام زمون ازتون پرسید برای ظهور من چیکار کردی؟ چی بهش جواب میدیم؟ نه واقعا چی بهش جواب میدیم؟ به قول همون سخنران چند بار تو زمان غیبت حضرت بهش گفتیم "چشم"..... در قبالش چند بار به نفسمون گفتیم "چشم"؟؟؟ ایا غیر از اینه که برای دلتنگیامون با حضرت حرف زدیم؟ ایا غیر از این بوده که هر وقت یه مشکلی داشتیم به حضرت متوسل شدیم؟ ایا همونطوری که از خدا میخوایم مثلا تو کنکور قبول بشیم از خدا خواستیم که ما رو اونجوری کنه که امامم زمان بیاد؟؟؟ نه واقعا از خودمون بپرسیم...چیکار کردیم؟ من که با شرمساری میگم..."هیچ کاری نکردم" مگه مردم کوفه چهطوری بودند که امامی که خودشون دعوت کرده بودند ، کشتند؟؟؟؟ ایا ما اونجوری هستیم که اگه اماممون اومد نعوذبالله همون کار ی که مردم کوفه کردند رو نکنیم؟.......
خدیا کمکم کن تا خوب باشم]
بعد از همه این حرفا اون سخنرانه چند تا راهکار داد ....اهل بیت - دوری از گناه...
بیاییم بیشتر تو مراسم اهل بیت شرکت کنیم]
امشب شب جمعه است دعای کمیل رو فراموش نکنیم
محمد]
((مهم نیست کجا هستم ، مهم نیست چقدر ظاهرا غرق گرفتاری های دنیا شدم ، مهم نیست چقدر درگیرم ، مهم نیست چقدر شبیه آدم بزرگ ها شدم)) ...... آره اصلا مهم نیست!! اینا همه اصلا مهم نیست 8| اینقدر مهم نیست که گاهی خندت میگیره که عمرت از چه چیزهای بی اهمیتی تشکیل شده 8|
یقین]
همواره موفق باشید
سلام]
اربعین حسینی را به شما وهمه اهالی نوای فراق تسلیت میگم.
التماس دعا]
عالی بود . التماس دعا .
عید نوروز بر شما مبارک فاش شد : در بازی بین ایران و آمریکا ایران داور رو خریده و آمریکا نگران است از این. با >> بروزم ، منتظر حضورتانم. لطفا با بصیرت وارد شوید. اگر مایل بودید وبلاگ من را با نام دوازدهمین برکت لینک کنید و به من بگویید که با چه نامی لینکتان کنم.