آخرین نوشته ها


قفس

هنوز

به خدا من زار و خسته ام

شکر

سفیر حسین

الغوث

منو دل کندن از دلبر ! محاله

دنبال کسی بودم...

منم آن سرگشته ی حیرانت ای دوست

کاش عباس بود

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
September 2010
August 2010
July 2010
May 2010
April 2010
February 2010
December 2009
November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

این روز ها منتظر تلنگرم برای اشک ریختن ...
اتفاق خاصی نیافتاده ... درگیری هم ندارم نه با خودم نه با کسی ظاهرا ...اما دردی هست
این حس رو دوست دارم وقتی فارغ میشم از همه چیز این دنیا وقتی هیچ رقمه نمیتونم دردم رو توجیه کنم....این غم فقط غم دوری ست
این غم خالص به خاطر توست ، این غم همه حاصل قفس دنیاست، دنیایی که جای من نیست ، مال من نیست ، دنیایی که اهلش بودن اهلیت من نیست
این دنیا برای من همه غم است ، این را تو آموخته ای و من آموختم
در لحظه های اوج مستی این دنیا ، همان لحظه هایی که خودت اجابت کرده ای ، گاهی چنان سیلی زده ای که فراموشم نشود این ها همه مجاز است ، من سوخته ام از داغ دستت و مست شده ام ، دانسته ام اینها همه مجاز است از وظیفه ای که بر دوشم نهاده ای از روز ازل ، تا روز آخرم در این قفس ...
آری همه وظیفه است و من وظیفه هایی دارم که هیچ نوجیهی براشون ندارم ، وای از روزی که عشق وظیفه باشد ، درد که روزی وظیفه تو را از کسانی که حقشان هستی بگیرد ...اما این ها همه مجاز دنیاست ، درد شراب طهور دنیاست و من روزی در مستی به تو خواهم رسید
من تو را شکر میکنم برای این غم ، برای درک مجاز دنیا ، من لایق این همه رحمت و محبت نبوده ام و یقینا این یقین از منت توست بر من ...
.
.
حسرت و پشیمونی رو تو زندگی خیلی کم تجربه کردم
نزدیک های سالگرد کوچ کسی ست که با رفتنش حسرت دیدنش به دلم موند ، حتی وقتی صداش رو شنیدم باز هم حسرت دیدنش به دلم موند ...
براش دعا کنید ، فاتحه ای بخوانید
.
.
امروز بیایی بهتر از فرداست حتی اگر ....
جهان منتظر توست ، آنقدر که همگان نزدیکی ظهورت را باور دارند ، آنقدر که اگر همچون گذشته بگوئیم ظهور نزدیک است و امر ظهور چند آسمان پائین آمده است کمتر چپ چپ نگاهمان میکنند ،این روز ها همه آمدنت را در ضمیر خود باور دارند... این روز ها خاورمیانه آبستن تغییر است ، این روزها بوی خون می آید ، این روزها وعده ی " ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين" بیش از پیش صادق به نظر میرسد ، این روز ها بوی قدم های تو را میدهد ، خاک پایت توتیای چشم هامان بیا مهدی جان جهان در انتظار توست بیش از همه شاید مادران داغ دار ، بیش از همه ی آنها مادر داغ دار حسین ...
.
خدایا به لحظه های شادی و خوشحالی اهل بیت قسم ، ما رو جز منتغمین لحظه های سخت قرار بده ...
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  February 24, 2011 10:32 AM  توسط حمیده | نظرات (5)

حقیقت رو بگم ، موقع خوندن این متن انگار نفسم داشت بند می اومد . خیلی چیزا از ذهنم گذشت . مدتیه که احساس میکنم این کالبد تن قفسی شده برای روح ، به دنبال آزادی ام اما ..... در هر حال چون نيست نماز من آلوده نمازی /در ميکده زان کم نشود سوز و گدازم التماس دعا
حجازی: انانکه ترک دنیا میکنند راه استفاده از ان را یافته اند
محمد]
امروز بعد از مدتها رفتم دعا ندبه.... فهمیدم که خیلی ازش دور شدم
دلم برا امامم تنگه]
سلام...پیشاپیش سال خیلی خوب برات آرزو دارم...میدونم که میدونی منظورم از خیلی خوب چیه.) موقع سال تحویل ما رو هم دعا کن تا شاید در میان لشکریان خدا جایی هم برای امثال ما باز بشه....االهم عجل لولیک الفرج
یقین]
باز هم شبه‌روشنفکران بیمار، خود را به ورطه‌ی هول و هراسی افکنده‌اند که انتهای مسیرش از ابتدا مشخص است، اما شاید در میان جبهه نیروهای انقلاب کمتر کسی انتظار چنین روزهایی را داشت. روزهایی که سینما رفتن و نرفتن هم سیاسی شود!